رایگان آباد عشق
رایگان آباد عشق مدینه فاضله ایست که در آن همه چیز به واسطه ی عشق به کمال میرسد .
با سلام خدمت همه ی دوستان و اهالی رایگان آباد
از اونجایی که مطالب این بلاگ دست نوشته های شخصی من هستند
از شما خواهش میکنم اگر قصد استفاده از این مطالب را دارید
حتما با ذکر منبع باشه
در ضمن تعداد پست های بلاگ نسبتا بالاست
برای خواندن همه ی پست ها
پیشنهاد میکنم از آرشیو موضوعی مطالب استفاده کنید .
پیشاپیش از همکاری شما سپاس گذاری می کنم .
( ع . ا ) خورشید
عاشقی اشتباه شیرینی است
باز هم اشتباه می خواهم
آخه میگن نباید با تو بد حرف زد
باید نازت رو کشید
باید احترامت رو نگه داشت
آخه مهربون من عزیز دلم
نازنین من
عشق من
مگه من جز تو کیو دارم
مگه تو این دنیا به این بزرگی
من چند تا مثل تو دارم
این تویی که دستت پره هزار تا مثل من واست ریخته
ولی من تنهام
جز تو کسیو ندارم
تنهام نزار
شونه هام سنگین شدن
پاهام خسته شدن
نمیخوای کمکم کنی
مهربونم
خدای من
بهت نیاز دارم
صدامو بشنو
قبل از اینکه مجبور شم بلند بگم تا همه بنده هات بشنون
شاید برای تو زود اما برای من دیر است
لطفا شتاب کن که هوا سخت دلگیر است

شاید دوباره حرف دلم را شنیده بود
بغضی که مثل سایه پی من دویده بود
بغضی که دست روی سر من کشیده بود
بغضی که تا گلوی دقایق رسیده بود
بغضی که بشکند همه دنیا خبر شود
«ترسم که اشک در غم ما پرده در شود»
در آسمان سینه هوا دم گرفته است
گویا دلم از عالم و آدم گرفته است
هر مصرعی جنون دمادم گرفته است
وقتی که شعر نام تو را دم گرفته است
تا رهسپار کوی شما – طوس – می شوم
در شعله های عاطفه ققنوس می شوم
جایی که عشق بر سر ادراک میزند
نامت شرر به سینه صد چاک میزند
نقاره خانه نغمه غمناک میزند
گنبد طلات طعنه به افلاک میزند
بغضی شکست ، کون و مکان با خبر شدند
رازی عیان و عالمیان با خبر شدند
چشمی به اشک غرق تمنا گذاشتم
چشمی زشوق محو تماشا گذاشتم
بر پرده های دیده نمی تا گذاشتم
در حرمت حریم شما پا گذاشتم
آری غزل غزل همه شعرم ثنای توست
عشق و امیدو بود و نبودم برای توست
اینجا سرای یار و دلی فارغ از وجود
پیشانی بلند سعادت پر از سجود
تصویر ناب قبله ی من جلوه می نمود
شمس الشموس هر دو جهان پیش روم بود
کنجی نشسته ام شه عالم مقابلم
کشتی شکسته ام که رسیدم به ساحلم
با کوله بار حسرت و تقصیر آمدم
با واژه های در قل و زنجیر آمدم
این بار نیز خسته و دلگیر آمدم
آقا ببخش پیش شما دیر آمدم
دست مرا به غیر شما دستگیر نیست
شعرم به جز برای رضا(ع) دلپذیر نیست
شاعر : سید حسن رستگار
اما بدون باطری
در روز فقط دوبار زمان را درست نشان می دهم
یکبار صبح زود وقت برگشتن روح به تن مرده ام
یکبار اخر شب وقتی خسته از دنیا
به اغوش رختخوابم پناه میبرم تا دوباره بمیرم ....
اما وقتی خیلی گذشت دیگه از اومدنش نا امید شدم
امروز خیلی اتفاقی صفحم رو باز کردم با پیامی مواجه شدم که نمیدونم بگم از دیدنش چه حس و حالی بهم دست داد
یه پیام از معلمم بود که در اون منو شناسایی کرده بود و بعد ادرس میلش رو هم برام گذاشته بود
باورم نمیشه هنوز
خدا کنه این حقیقت داشته باشه
و کسی نخواسته باشه از سر شوخی سر به سرم بزاره
شدیدا منتظرم تا بازم خبری یا پیامی رو ازشون دریافت کنم
تو رو خدا منو منتظر نزارین
بعضی وقتا باید رضایت داد
به این همه روزمرگی
به تلخی زنده مانی شبیه زندگانی
به امتداد خستگی
به نرسیدن
به ابهام
گاهی باید عادت کنیم به بی تفاوتی
به بی رگی
گاهی باید یاد بگیریم که ابلهانه لبخند بزنیم
گاهی باید تاسف بخوریم به حال خودمان و همه ی ادم های اطرافمان
وقتی زندگی تکراری میشود
همه ی اینها طبیعی میشه
وارد کلاس درس که میشی یه عالمه بچه نشستن و زل زدن توی چشات که ببینن امروز قراره از چی براشون حرف بزنی
بد اخلاقی خوش اخلاقی میتونن باهات درد و دل کنن باید ازت بترسن یا...
میشی خدایای اون لحظه ی بچه ها
و تو میشی فرمانروای موقت دو ساعته
سوالایی رو ازت میپرسن که تو هیچ دکون و مغازه ای نمیتونی پیداش کنی حتی تو هایپر استار
تمام رفتارها و حرکاتت رو ارزیابی میکنن بعضیا عاشقت میشن و بعضیا ازت متنفر
خودت هزار تا سوال بی جواب داری
هزار تا اگر اما خسته ای بریدی
ولی باید برای بچه ها بهترین باشی شاید اونا بتونن برای اینده ها کاری بکنن
نباید خستگیاتو انتقال بدی مبادا اون دنیا مدیون یه نسل بمونی
نباید مدیون عقاید بچه ها بمونی مدیون خدا و .....
دردسر بزرگ این روزای بعضی از ادما تیزی نوک دماغشونه و اهوان چشماشون
درد ما هم اینه که چه کار کنیم که بچه ها بیشتر بفهمن و تو بی قیدی های این دنیا گم نشن
خستگی یعنی اینکه وقتی این همه زحمت میکشی و زحمتت کامل به بار میشینه و یه نفر میاد و همه ی اونا رو به باد میده .....
چی بگم اخه
این دنیا تنها چیزی که نداره یه رنگیه
همه برای هم نقش بازی میکنن انگار که مسابقست
بی خیال سکوت زیباتره ترجیح میدم سکوت کنم
وقتی خواننده ای هم نیست و ادم داره واسه دل خودش مینویسه َ
دلم خیلی برای معلم زبان دوران دبیرستان و پیش دانشگاهیم
سرکار خانم فاطمه چادرباف تنگ شده
کاش بدونه چه قدر دوستش دارم و چه قدر آرزوی دیدنش رو دارم
کاش کسی پیدا میشد تا یه نشونی یا یه ادرس ازین معلم و دوست مهربون بهم بده
من هیچ وقت فراموشش نمیکنم و امیدوارم اونم هرگز منو فراموش نکرده باشه
هنوزم نگاه گرم و مهربونش رو به یاد دارم
کاش بتونم بازم ببینمت معلم عزیزم
این روزها خیلی خسته ام
خسته تر از همیشه
خیلی وقت است فراموش کردم و به فراموشی سپرده شدم
یادم رفت خودم رو از روی طناب بردارم و اسمان تا دلش خواست بارید
ان قدر که یکی شدم با هوای بیگانه
چکه چکه اب ریخت
از لابلای وجودم و فرسایش داد همه را
با خودم قهر قهرم
دوست دارم مثل بچگی ها
بی اعتنا به باید ها
بی اعتنا به هنجار های اجتماعی
بی اعتنا به همه ی نگاه های سرزنش گر
کفش هایم در بیاورم
و روی ساحل با پاهای برهنه بدوم
و خیس کنم این گل خشک شده را برای تجدید حیات
بعد با دستهای خودم چاله ای بکنم
انقدر عمیق که به اب برسم
و مثل بچگی ها فکر کنم این اب خلق شده ی دستان من است
کاش میشد مثل بچگی ها
برای اب نبات شکسته ام گریه بکنم
و همه نوازشم کنند و مرا با وعده ی اب نبات دیگری ارام کنند
آی مردم
به خدا قسم خسته ام
چشمانم گریه دارد از اب نباتی که از دست رفته
به خدا سوگند من هنوز کودکم
چرا هیچ کس نیست که حتی لحظه ای دلم را به اب نبات خیالی وعده دهد
دریغ از معصومیت کودکی
مجسمه سفالی هر چه تو از خالی تر شکننده تر
از درون خالی شده ام
از چشمهایی که سالهاست بسته شده
از لبهایی که بارها لبخند را به خاطر تردید برچیده
از پاهایی که سالها بار سنگینم را به دوش کشیده
از بزرگ شدن پشیمانم
دلم هوای کودکیم را کرده
ان وقت ها که هیچ چیز را نمیفهمیدم
و برای همه با برچسب نادانی شناخته شده بودم
کودکی ها اشکهایم روی دستهای محبت ریخته میشد
و حالا زیر پایشان
خسته ام
دیگر دلم هیچ چیز نمیخواهد
هیچ چیز
فقط دوست داشتم بگویم که خیلی خیلی خسته ام
هارولد رابینز در مقدمه ی کتاب هرگز به غریبه دل مبند قطعه ای داره که اونو براتون میزارم اینجا
از بچگی خیلی دوستش داشتم و بهش اعتقاد دارم
هیچ کس را دشمن خود مدان
اما هرگز به غریبه دل مبند
طرحی مینداز
خیالبافی هم مکن
همرنگ جماعت شو
چرا که در تنهایی خطر نهفته است
بدین سان هیچ چیز و هیچ عملی
آرامشت را بر هم نخواهد زد دوست من
| Design By : Night Melody |

